آقایان قریب و برادران رو به شخصه نمیشناختم ولی از عکسهاشونو هرروز میدیدم ... یه تعداد زیادیشونو میفرستادم به "پروژه ایران" ... آقای خیرخواه هم که مجری صبح بخیر ایران (که من فقط یکی دو بار اینترنتی چند دقیقه از اجراشونو دیدم) ... حتی وقتی نمیشناسیشون ... تصور این تراژدی سخته ... درسته که این شتریه که بخوای/نخوای در خونمونه ... اما خوب نمیدونم حکمت چی بود که اینطوری برن ... خدا رحمتشون کنه ... من که از اینجور خونها نمیگذرم ... شما هم اگه مهمه براتون نگذرین.
آقای نوذری هم شنیدم که بعد از دوره ای بیماری ... هر سه چراغشون خاموش شد ولی برای ما همیشه سه چراغی میمونند با ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ امتیاز!!!
Linker 1

<a href=http://studiom.blogfa.com title="Photo Sharing"><img src="http://static.flickr.com/30/66178655_a54e510fc6_o.jpg" width="88" height="31" alt="Mahdi Ayat.'s StudioM" /></a>
Linker 2

<a href=http://studiom.blogfa.com title="Photo Sharing"><img src="http://static.flickr.com/24/66178654_8cc918c8d8_o.jpg" width="88" height="31" alt="Mahdi Ayat.'s StudioM" /></a>
S K Y - G E A R
شاید هزاران بار این آرزو رو شنیده باشید که "کاشکی ماشینا دنده هوایی داشتن" و تو کارتونهای دیزنی و انیمنیا و ... بارها دیده باشید ... معمولا فکر مسخره ای به نظر میرسه تا زمانی که تو ترافیک گیر کنید و ببینید که پیاده ها دارن از شما تندتر حرکت میکنند ... اگر سوار تاکسی باشید ... خوب بسته به موقعیت پیاده میشید ... باز تو اتوبوسم میشه کاری کرد ... اما اگه ماشین شخصی خودتون باشه ... اونوقت چیکار میکنید ...
بعد از ظهرها کوالالامپور مثل جهنمه ... آدمو موتور و ماشین و کامیونو اتوبوسهای قدیمی (احتمالا مال دوران رنسانس) همه تو هم میلولن ... خودروها در بین خطوطن ... موتوها بین ماشینهایی که سپربه سپر بهم چسبیدن با سرعت ۸۰ قیقاژ میدن ... انگارmotoGP هست ... جونم بگه براتون اتوبوسها هم دارن از هم وامیرن ... کامیونها دیگه بدتر ... "وضعیت کثافت" ... هوا گرم ... دم کرده ... دود ... رادیو هم گیر داده و هیچ کانالی هیچی نداره ... mp3هاتم یا دم دست نیست یا مزخرفتر رادیوه ... حالا به همه اینها بارونم اضافه کنید ... عالی شد ... دیگه وقتی داری فکر میکنی زندگی از این بدتر نمیشه ... یهو از بالا سرت یه چیز بیصدا و رنگوارنگ رد میشه ... ملتی رو میبینی که دارن نگاهت میکنن از اون بالا و خدا رو شکر میکنن که جای تو او پایین نیستن ... اونام دارن همونجایی میرن که شما میری ...
اونا ۳ دقیقه دیگه وقتی رسیدن ... کارشون اینه که کوریدور رو رد کنن اگه از پله ها بیان پایین و رسیدن!
من یا شما یه ۴۰ بعد با کلی بدبختی وقتی رسیدیم ... تازه باید دنبال جا پارک تو پارکینگ بگردیم ... دیگه باید مرد!!! کی حوصله کار یا خرید داره؟!!!
اون چیز رنگیه بهش میگن مونوریل ...

عکس مدل ایرانی با لباس سنتی در پوستر تبلیغاتی دانشگاهمون - Photograph by David M. Ice
تا حالا باید صد بار در مورد بدیهای مونوریل و خوبیهاش برای شهری مثل تهران شنیده باشید ... یکی از مواردی که شاید کمتر بهش اشاره شده باشه ... استراکچر مونوریل و پلتفورم های اون هست ...
اولین نکته مهم در مورد این سیستم این هست که جدا از جنبه حرکت و امنیت و سرعت در سطح شهر ... بحث تولید سرمایه هست ... تغییر شدید و چهره های-تک نو از شهری قدیمی ...
مونوریل همچنین در محل پلتفورم باعث بالا رفتن قیمت املاک تجاری میشود و مشوقی عالی برای ایجاد فضاهای عمومی شهری در مرکز شهر و نقاط پر رفتو آمد پیاده هست و در کل جهت دهنده به کلاس و بزینس صاحبان املاک هست.
پایه ها و پلتفورمهای کمبود فضا برای تبلیغات در مرکز شهر را تا خدودی جبران میکنند و اصولا کاملا این محل ها محلهایی هستد که در ساعات روز بیشترین بار ترافیکی را در خود کنجانده اند و تبلیغات در این اماکن همیشه بیشترین تاثیر را برای مشتری ها دارد و از لحاظ تجاری کاملا مرقون به صرفه بنظر میرسد ...
از آنجایی که استراکچر مونوریل با سیستم دوخطه هیتاچی (سبکی که در کوالالامپور ساخته شده) شدیدا کم خرج هست و مصرف مواد از جمله سیمان و بتن برای پلها و پلتفورم های معلق به حداقل میرسد و زمان کنستراکشن (جدای از کاغذبازی های حزبی و صنفی) نیز همچنین بسیار کوتاه است ...


