|
توجه:: این مطلب دارای تصاویر زیادی هست که برای لود شدنون باید کمی دندون روی جیگر بذارید! UPDATED on NOV 18, 2005 ..ISUSTAINABLE & ECOLOGICAL vs. CHEAP & COMMERCIAL Q U I C K L O O K A T K E N Y E A N G ' S M A L A Y S I A D E S I G N T E C H N O L O G Y C E N T E R .
"اکولوژیکال ساستینبل دیزاین" یا ESD "Ecological Sustainable Design" یکی از جنجال برانگیزترین استایلهایی هست که موافقان و مخالفان آن دلایلی را ارائه میدند که هردوطرف هم قبول دارند اما خوب از طرفی هم نمیتوانند این دلایل را باعث اشتباه بودن دلایل خودشان ببینند. کن یانگ و همزه پروژه های زیادی را کار کرده اند و از همین روش پیروی کردند ... که امیدوارم اگر شد بعدا در موردشان صحبت کنم.
LimKokWing University College of Creative Technology یکی از پروژه هایی هست که این معمار انجام داده ... و نکته جالبی که از ظاهر این پروژه بنظر میرسه اینه که دقیقا همون بلایی که سر بیشتر (همه) طرح ها میاد در ایران ... اینجا هم اتفاق افتاده. بله طرح اولیه کاملا نابود شده ... و ساختمان دانشگاه بطور عجیب و عاقبت اندیشانه ای عوض شده و با این کار البته به یکی از ارزانترین و پر درآمدترین ساختمانهای ایالت سلانگور مالزی و یا در کل منطقه تبدیل شده ... در حال حاظر ساختمانی را که میبینید ... محصول پایانی هست که تفاوتهای بسیاری از طرح اولیه داره و سخت میشه فهمید که از یک پلان چگونه میشه دو محصول کاملا متفاوت در بیاد ... البته وقتی که صاحب کار تاجری با ذوق هنری-تجاری باشه فیل رو هم میشه هوا کرد. ساختمان کنونی با استراکچر بتنی و دیوارهایی از بلاکهای بتنی و مجموعه سقفهای کم وزن و نورگیری ... بدون کمترین فینیشینگ (فقط سفت کاری شده) کم خرجترین و سریعترین بنایی باشه که در طول دوران توسعه مالزی ساخته شده ... و نکته جالب اینه که با شهریه ای که از دانشجویان دریافت میشه و امکاناتی که داده میشه ... به جرات میشه گفت که این ساختمان پر درآمد ترین و سودآورترین ملک خصوصی در شهر سایبر جایا است.
|
هر روز این پیچ در پیچ های ۲۰ کیلومتری رو با بستن گاز به ماشین ظرف ۱۰-۱۵ دقیقه طی میکنم ... احتمالا همینهام خواهد کشتم!
برگردیم به آقای کن ییانگ ...


با نگاهی ساده به مستر پلان میشود درک کرد که چرا "لیم کوک وینگ" این تغییرات را به "کن ییانگ" تحمیل کرده و همچنین طرح اولیه ییانگ هم میتونست یک نمونه از ساستینبلیتی موفق باشد ولی این خاصیت هنوز هم در محصول پایانی نمایان است ... اما شاید ۲۰ درصد یا کمتر.

اکسس های ساختمان (حداقل ورودی و خروجی اصلی و جاده کمربندی کمپس تا حدودی حفظ شده ولی قسمت ناراحت کننده اینجاست که پارکینگ زیرزمینی در محصول آخر کاملا حذف شده و به همین دلیل فضای سبزی هم وجود نخواهد داشت چون محل باغ و فضای سبزی که از لحاظ اکولوژیکی با تعداد مشخض درختان میتونست بار دی-اکسید کربن اتوبان ضلع شمال غربی را تا حد زیادی برای کلاسها و کارگاهها از بین ببرد جای خود را به پارکینگ فلت داده و مساحت زیادی را به زیر لایه ای از آسفالت سنگی فرو برده.

مشکل سیرکولیشن (مسیر گردش) در هر دو نمونه وجود دارد ... و این اشکال در مورد سیرکولیشن عابرین درون ساختمان هم بسیار مشهود است ... متود "دو طرفه" برای یک طراح مساله ای هست که ممکنه امنیت را بالاببرد ولی خطر برخورد و ترافیک هم به همان اندازه افزایش میدهد ... این مشکل مخصوصا در روزهایی که نمایشگاه یا پروموشن برگزار میشود کاملا مشهود است.
رندرینگ سه بعدی از مدل ارائه شده از طرف کن ییانگ


تفاوت ها بین مدل و محصول به حدی هست که در سکشن کاملا به ساختمانی دیگر مینگریم ... به ساختمانی که دارای باغهای مدرن معلق در بلوکهای فکولتی و گالری و سالن همایش معلق میباشد ولی هیچکدام در محصول پایانی وجود ندارد ... حالت طبیعی که باعث وجود "ونتیلیشن" (جریان هوا) میشد کاملا از بین رفته بطوری که در پلازا از پنکه های معمولی و آبی در طول روز برای خنکی و جریان هوای دم کرده استفاده میشود مه همین امر مصرف بالای برق را بوجود آورده است.
از طرفی اتصال بلوکها به هم و تبدیل ۱۰ بلاک اصلی به ۵ بلاک باعث بوجود آمدن کوریدور هایی با درازای غیر متعارف شده. از طرفی نبود "فینیشینگ" و رنگ زدن بلاکهای بتونی بطوری که تمام لوله ها و سیستم تهویه و سیمکشی ساختمان کاملا در سقف و دیوارها پیداست نشان از صرفه جویی شدید دارد ... ولی با اینحال محصول پایانی هنوز هم در نظر بیننده بعنوان ساختمانی هنری نمایان است ...

نمای بخش مارکتینک و کئورپوریت دانشگاه نشانه آرزوهای برباد رفته یک معمار در زمینه ساستینبیلیتی هست ... باغهایی که جای خود را به گیاههای گلدانی داده اند. و طرح معمار همیشه قربانیست و معمار هم انسانیست مانند دیگران و نیاز امرار معاش برای وی امری بدیهیست ...
مهدی آیت.

بعدا فهمیدم که اینجاست ... حالا به چه درد میخوره؟ خوب که چی ... اصلا مگه مهمه؟

نژادپرست نیستم ... اما نمیدونم با رنگین پوستا آبم تو یه جوب نمیره ... نمیدونم میشه از سیاها انتظاری داشت یا نه ... اما شدیدا مردم متریالیستیکی هستن ... من تاحالا برخوردی نداشتم باهاشون ... از ارتباط باهاشون میترسم ... لولو نیستن ... اما تو کتاب من هیچ راهی برای افرادی که کشورشون تا سن ۲۲ سالگی وجود نداشته برام وجود نداره ... یادمه وقتی ۷-۸ سالم بود تمرین ملاقات با مریخیها رو میکردم ... اما باتسوانا؟ جاهای دیگه؟ شهرهای دیگه؟ شدیدا به شک افتادم!
======= در کمپس =
در ضمن شنیده شد که ما بالاخره اجازه پیدا کردیم که وقتی ۳ ساله تو اینجا معماری رو میخونیم ... مدرک "پارت ۱" رو بیگیریم و بعد بریم کورتین استرالیا یا همینجا ... یا هرجای دیگه ادامه بدیم ... خوب خودش کلیه واسه اینا ... خدا بخیر بگذرونه ادامشو! = ملت بال بال میزنن که برن "ای.ای." و "کرنل" ... اونوقت ما ... خدایا شکرت!

یه ورکشاپ این شنبه که در سالن اجلاس کوالالامپور بود که ۵۰۰ نفر اول میتونستن برن ... سهمیه داشنگاهمون ۲۰ نفر بود ... من نفر ۲۰۰۰رو خورده یی ... شدیدا عصبانی شدم ... یه پارتی "استار سرچ" هم ساعت ۶عصر بود که بخاطر یه سر کاری مجبور شدم تا ساعت ۵ صبح پای کامپیوتر چرت بزنم در انتظار یه ایمیل ... که صبح ساعت ۹:۳۰ معلوم شد که خانم تمام دیشبو تو پارتی بودن ... و وقت نکردن ایمیل بفرستن ... و به من اس.ام.اس زده بود که تا ۲ای.ام برات میفرستم!!! ... این خانم (دارک اسکین و از کنیا هستن) ... یادم باشه سال دیگه خودم برم تو بازیهای بانوان کشورهای اسلامی ... با تریپ "ک.ک.ک" برنامه اجرا کنم آخرشم داد بزنم "بمیر نگگر"!!
زندگی شیرینتر از این حرفاست ... معماری شیرینتر از زندگیست!
یادم باشه یه بار در مورد ساختمون دانشگاه که توسط معمار "کن ینگ" طراحی شده صحبت کنم!

آیا این ناآگاهیست یا نادانی و یا ...؟
امروز صبح از روی روتین مسیر آنلاین رو چک میکردم ... و گذرم به تهران24 افتاد. خوب ۴ سال و خورده یی میشه که مشتری پروپا قرصشم ... واقعا اصلیترین سایتی هست که تونست چهره جدید ایران رو به خیلیا نشون بده. حالا بگذریم ... نکته اصلی اینجا پیش میاد که من داشتم عکسهای بازیهای زنان کشورهای اسلامی رو دوره میکردم برای پروژه ایران و این عکسها رو دیدم. ببینید درد اینجاست که معلوم نیست چه کسی رو باید برای شکستن کاسه کوزهها سرش پیدا کرد ... شاید این کاریه که بیشتر ما میکنیم ... شاید دلمون خنک میشه ... مثل من ... اما باید یه کار از یه جایی شروع بشه ...
ما در کل کشورهای اسلامی یه ملتی داریم که دروغ نگفتم اگه بگم که "اوپن مایند"ترین مسلمونا هستن ... یکی از دلیلاش اینه که خیلیا الانه تمام بدبختیشونو از بسته بودن فکر هموطنای مسلمونشون میدونن ... راحت یه سری دیگه بعضی مسائل دینی رو زیر سوال میبرن (نه به این معنی که خودشونو جر بدن که نه هرچی اسلام میگه همونه ... بلکه آنالیز میکنن ... حالا درست و غلطش بماند) ... یه سری هم دوره ایهای ما هم هستن که میگن باید با هرجور آدمی کنار اومد و کاری به این نداشت که از لحاظ دینی چی تو کلش میگذره تا وقتی که گیر به کله من نده ... ... همه اینا رو دارین؟ اینا چیزیه که برای ما در این مملکت اسلامی با کلی بودایی و هندو و بی دین و مسیحی امکانش نیست ... (مالزی سرآمد آزادیه دین و اینجور چیزا خودشو میدونه ... و ایران در اینجا و خیلی جاهای دیگه بسته ترین کشوره) حالا چرا؟
ما همیشه خدا همه چیزمان (تمام اعمالمون) هم سیاست است و هم دیانت ... شاید در آخر اگه خیلی ضایع بود اشاره ای هم به اصل کار بشه برای خالی نبودن عریضه (نمیدونم دیکتش چیه) اونم سیاستی که خودمونم توش موندیم چیکار کنیم؟ ازبس بقول شیرازیها(ی قدیم) "پت" شده (بخونید پی.ای.تی) و دیانتی که ... خودتون اون تو هستین بهتر میدونین.
تصورشو بکنید که ما میخواهیم جهانی بشیم ... اسلامی هم میخواهیم باشه ... به دور از سیاست (ارواح ابویشان صلوات) ... چه چیزی بهتر از برگزاری چهارمین دوره بازیهای بانوان کشورهای اسلامی ... با حضور ممالک اسلامی چون آمریکا و انگلیس و ایران و مالزی و لابد قطب جنوب! بعد باید یک جای باکلاس باشه که پوز همه شون بخوره ... بگردیم ببینیم ملت کجا میرن که ما حسرتشو بیشتر میخوریم ... استادیوم آزادی که جواته ... مجموعه انقلاب عالیه چون از نظر ما کاملا شیکه چون عکسای بازی گلف بانوان هموطن رو که "مهرنیوز" انداخته بود بعد چند ساعت برداشته شد!!! پس حتما پرن بوده ... پس باکلاسه محل!!!!!!!!! --- از این نباید گذشت که مجموعه انقلاب در حال حاظر بهترینه برای این مسابقه ها اما حرف من سر اینه که همیشه به این بهانه باید این اماکن بیشتر تجهیز بشن و بهشون رسیدگی بشه --- جان من حالا درد دلتون سر این حرفا گل نکنه!
برگردیم سر جهانی شدن ... ما یه افتتاحیه لازم داریم طوری که با ده میلیون سر و تهش هم بیاد چون اصولا میخوایم همه بدونن که این سوسول بازیا کار غربه که میخواد توجه امتو از اصل بازیها منحرف کنه و (( نذاره که ما با فرستادن نیروگاه به فضا و تولید خط لوله غنی شده ... بتونیم سوخت فضا رفتن نیروگاهمونو از طریق ترکیه به کشمیر برسونیم )) ...
نتیجه این میشه که همه چیز عین این متنی که دارید میخونید آشفته از کار در میاد ... و از هیچ فرمولی پیروی نمیکنه ... هر کسی که در اون مراسم افتتاحیه دیدم ... بطور متوسط تو ۱۰ متر پارچه پلاکاردی (کفن) قنداق شده بود ... در همین برنامه جهانی سعی شده بود کمی نوآوری هم نشون داده بشه ... برای همین هم یک سری از ""لباسها"" با داشتن کلاه بوقی ... تمام خارجیهای حاظر از جمله آفریقاییها رو برگردوند به سالهای ۱۹۲۰ آمریکا و "ک.ک.ک" ... که یکی از مسئولین کشتار برده سیاههای آمریکا بودند ... (فکر کنم عکسهایی که گذاشتم همه چیز رو بگه) ... من اینهمه زر مفت زدم ... که به راه حلی برسم ... که شاید زمانی کسی اونو بدون رعایت کپی رایت بنام خودش ارائه کنه ... برام مهم نیست ... اگر کارهای خوب اجرا بشه مهم نیست که بنام کی باشه ... تا وقتی که در همون حول و حوش انجام بشه. تازه لازم هم نیست که هروقت هرکسی خواست کاری انجام بده به دیگران آویزون باشه ... که وقتی به احتمال ۹۹٪ انجام نشد ... غرغر و فحش و لعنت و بکشه به باعث و بانیش ... (یا مسئولان و دست اندرکارانی که بری ازشون بپرسی با نگاهی که انگار با زبون مریخی داری حرف میزنی شما رو از زندگی پشیمون میکنند) ... چون بعد معلوم میشه نگهبانی دم در تقاضاتونو رد کرده بودن و اصلا نرسیده بوده به باعث و بانی ... چرا زور میزنید؟ ... چرا میگید نمیشه؟ ... چرا میگید اون طرف راحت واسه خودش نشنسه داره کیف دنیا رو میکنه و زبونشو سر ما بدبختای تو ایران دراز کرده ... تازه داره به ریش مام میخنده؟! ... چرا خیال میکنید دل منو امثال من الگی خوشه؟ ... چرا میگید "گربه مدفوعش درمون شد .. رفت دواخونه وا کرد"؟! ... چرا امثال ما رو بیرون گود حساب میکنید؟ ...
نمیخوام کسی بگه جواب این چراها رو بده ... ولی اگه تونست از خودش شروع کنه سعی کنه به دیگرونم بفهمونه ...
بابا بر فرض همین مراسم ... بابا همه که تو ایران خوشگلن ... نباشن هم پلاستیکی خوشگل میشن که اصلا هم بد نیست ... مگه آمریکا جنوبیها بد کاری میکنن که ۸۰٪ شون پلاستیکی خوشگل میشن؟ نه ... این از این! بعد میمونه پوشش ... بابا اینها نمونه ... کسی نگفته اینها بهترینه ... هیچوقت هم مطلق نخواهد بود ... اما بابا فکر باید کرد روش ... اگه حتی اگر باید از چادر استفاده بشه ... اونو هم میشه درست کرد ... تا اسم چادر میاد که نباید ترسید ... خوب فرمت شما اینه ... بشین طراحی کن ... یه مربع رو میشه بینهایت طرح بهش داد ... چطور چادر نمیشه؟ من دارم چرتوپرت میگم؟ والا کتابی و رسمی نمیتونم بنویسم ... ببخشید!
اگه سنتی بخواهیم کار کنیم که طرح فراوان هست ... عشق میخواد ... دل میخواد ... وگرنه محدودیت لازمه کار طراحیست ... اگر محدودیت نباشه طراح دیگر محصولی نخواهد داشت ... علم و آگاهی بسیار مهمه ... مثلا در معماری میگن کپی برداری لازمه طراحیست ... دیدن آثار لازمه طراحیست ... درصورتی که کورکورانه نباشه ... آخه کدام طراحی کلاه بوقی رو زیر چادر تعبیه میکنه ... قرار بوده از زنهای دربار های اروپایی کپی اسلامی بشه یا سریال های تاریخی ایرانی ... که محصول آن یونیفرم نفرت انگیزترین گروه نژادپرسته که برای نمایش در مراسمی طراحی شده که کشورهای شرکت کننده در آن بستر و قربانیان آنند.
در این شکی نیست که همه نهایت زحمت خودشونو در برگزاری این مراسم کشیدن .... همه ... و میدونم که این انتقادات به هر نحو پایانی نزدیک ندارند ... و بهتون تبریک میگم که تا اینجا رو خوندید ... من شاید چرتوپرت زیاد نوشته باشم ... طوری که موضوع اصلی از بین رفته باشه ... فقط قصدم این بود که کمی به خودتون کلنجار برید. لازم نیست کامنتی در این خصوص بدین ... فقط از خودتون شروع کنید ... از معماریتون از مدلهاتون ... از نقاشیهاتون ... و طرز برخورد و فکرتون ...
ممنون
منابع
عکسها از تهران۲۴ و سایت آقای آرش ایزدیار و سرچ کلمه "ک.ک.ک" در گوگل