تبليغاتX
s t u d i o m
i l o v e t h e w a y y o u m o v e

Oh my god, this is too nice to be IKCO's Newest Product:

so on Sep 15, 2005 this cutie is gonna be released by IranKhodro (IKCO) a fully designed SEDAN Peugeot 206 (Not 206 cc). The new car is exclusively in iran and it's goin' to be exported to France and 39 other countries. whooo hooo

 

Peugeot ARYAN 

 

Here are other IKCO's Products "Samand" Iranian National Car

Weiter zum nächsten Bild »

Weiter zum nächsten Bild »

Weiter zum nächsten Bild »

www.ikco.com

 

2 ::  Fri 9 Sep 2005 ::  10:6 PM  ::  Mahdi Ayat.  | 
c o n s t r u c t i o n s i t e v i s i t

one of those days huh?! man i'm happy it's finished ... idono 4 good or worse it's finished ... this putrajaya is gonna kill me ...... imagine the whole city is a construction site ... and the finished buildings are look so flashy u might think they are the show units ... my parthner in this project is a person who come back from UK after 7-8 years ...

funny ... being a foreigner and at the same time ... being the tour-guide for a local person as well.?!!! what is this .... he told me when he left, here (putrajaya) was just a forest!!! wow .... it is most definitly gonna piss off the environmentalist activists ... heh ... to hell with environment!!!!! Good call!!!

  even in my wildest dreams it was impossible to imagine one day i have to go to PjH or KPP to apply for site visit and informations, very well ... we just have to see how we managing to find solution to finish this assignment ...

i really don't have time to socialise with the other people in school, see what do they do with their little lives ... sounds funny but i'm there only 1.5 day a week ... weaak!! some dudes are tellin' me let's finish de assignments LAH... later we have time for to make fun of other people ... that's their way ... what i was doin' in 7 years ago ...  

UPDATE ::: HE DROP THE SUBJECT >>> ... 

2 ::  Wed 7 Sep 2005 ::  11:12 PM  ::  Mahdi Ayat.  | 
m e r d e k a. m e r d e k a. m e r d e k a.

مردکا ... مردکا ... مردکا ...

یعنی استقلال ... استقلال ... استقلال ...

در روز ۳۱ آگوست ۱۹۵۷ (۴۸ سال پیش) ... مردی  برای اولین بار این جملات را در روزی که مالزی رسما (کاملا فرمالیته) از کلونیزیشن (استعمار) بریتانیا خارج شد. و دولتی مستقل را دارا شد ... نمیخوام وارد جزئیات بشم ... ولی دوست دارم ببینین که برگزاری مراسمشون چطوره در مقایسه با ما در ایران! و چرا مردمشون بعد از ۴۸ سال جرأت نق زدن ندارند.

هنوز این قشر بعد از 48 سال روز ملی براشون مهمه ... ما میگیم ... دهه ذجر؟ ... کاری نداشته باشین من کدوم طرفیم چون به سیاست هیچکاری ندارم ... سیاست برای سیاستمدارهاست! من از ملیگرایی میگم که هرکی نون و نمک خورده بد یا خوب باید به ایرانیت خود افتخار کرد و روز ملی درست وقتشه عملی ملیگرایی رو نشون بدیم! ما از اینا کمتریم؟ چیزی نمیشه گفت ... چیزایی برای امروز ما مهمه و زندگیمونو تو ایران مختل میکنه که در جاهای دیگه بخشی کسی اصلا حتی نمیتونه در مورد بود و نبودش فکر کنه

ما ایرانیان ملت مبارزی بودیم و همیشه در مقابل استعمار بیگانگان ایستادیم ... (ظاهرا) ... همیشه هم به این افتخار کردیم و در توجیه هرچیزی به این خصلت خودمون اشاره ای میکنیم ... نه؟! باید هم همینطور باشه برای سابقه ایجاد دمکراسی ۵۰ ساله (تا قبل از کودتا) ... شاهنشاهی (۲۵۰۰ ساله) ... موحد بودن (بیش از ۵۰۰۰ سال) .... نژادی (۷۰۰۰ ساله) ... و نشانه های تمدن و هنر و صنعت (۱۰۰۰۰ساله)

:: اینها مردمان جنگلیی هستند که بقیه مالزیاییها هم غیر از چینیها و هندیها (که با انگلیسیها آمدند) قبلا اینطوری بودند ... الان از همینا بعنوان یکی از جنبهای توریستی اینجا استفاده میشود.

 

این ترم یه درس اجباری داریم به اسم تاریخ مالزی ... اینها آدمهای "نآندرتال" که تو استوا بودن رو جزو تمدن خودشون حساب کردن ... (رو که نیست) ... فقط برای اینکه به موجودیتشون ارزش تاریخی بدن ... با اینکه هنوز خیلی وارد جزئیات نشدیم ولی میشه گفت اکثر جنگها رو از تاریخی که دست دانشجوی خارجی میدن حذف کردن ... و تاریخی بسیار شیرین رو برای مالزی رقم زدند ... هیچ اثری از کشتارهای قومی و نژادی نیست ... "کشورمون دست پرتغالیها بود وقتی رفتن یه نژاد میکس برامون یادگاری گذاشتن که هنوزم به رسم و رسوم پرتغالی پایبندن" "آلمانیهام بودنا ... بعد که انگلیس برای تجارت با چین اومد ... باهم مالزی رو تقسیم کردن ... البته آلمانیا یه دفه رفتن" انگلیسیا هم بودن اما برا جنگ جهانی دوم ۱۹۴۲ برگشتن کشورشون ... تو این مدت که اونا نبودن ... ژاپنیا با دوچرخه از شمال وارد شدن و تمام مالزی رو با دوچرخه تحت سلطه در آوردن و بعد جنگ جهانی دوم دوباره انگلیسیا اومدن جای ژاپنیا تا ۱۹۵۷ که مستقل شدیم" (آخی ... چه ناز .... هورا ...!!!)

بگذارید یک بار دیگه کلی نگاه کنیم دوران استعمار مالزی رو ... 130 سال پرتغالیها، 183 سال آلمانها، 130 سال انگلیس و 3 سال ژاپن! خوب برای همچین کشوری که تا 25 سال پیش که ما انقلاب کردیم 85 درصد جمعیتش غیر شهر نشین بودن و در جنگلها بودن ... میشه تصوری داشت از 446 سال پیششون؟ (خوب احتمالا همون "نآندرتالها")

:: پوترا چایا ... مطالب خانم نینا شاهرخی

این مردم به دوران استبداد انگلیس و ژاپن افتخار میکنند ... درسته ... مسخره شاید برای ما ایرانیان آزادیخواه با همه اون قدمت باشه!!! اینها هنوز قرنها از فرهنگ ما عقبترن ... اینها همون آدمهای کوچک جثه و لاغر و تیره ای هستن که تو فیلمها با خفت نوکری اربابای غربیشونو میکردند و توسری میخوردند. ما عمرا حرف زدن از اینکارها برامون افت داره! نه؟!

ما در فامیلهایی بزرگشدیم که نام فامیلهامون نشانه مبارزاتمونه که مملکت رو بارها با چنگ و دندون و خون و ... از دست بیگانگان نجات دادیم. (منظورم به 8 سال جنگ نیست ... چون جنگ برای ایرانیان دفاع از نام پارس بود در مقابل اعراب جاهلی). شاید مسخره باشه که اینها هنوز نام پدرشون رو بعنوان نام فامیل دارند.

خوب مالزی شاید با همه مشکلات و خفگی حاکم بر آزادی بیان ... حتی بصورت حرف زبونی زنوشوهر یا والدین و فرزند و یا فرزندان باهم و حتی دوستان! پیشرفت و روئیای مردی (ماهاتیر روئیای 2020) که باسرعت سرسام آور سالهاست که از پیشرفت فرهنگی مردم جلو زده و سوار بر یک خودروی فرمول1 از یه تیلر داغون جلو زده ... جالبه ... این مردم میگن: ما باید پیشرفت کنیم ... حالا هرکی میخواد سر کار باشه ... آزادی بیان و اینکه روزنومچی به هرکی دلش میخاد باید بتونه گیر بده ... حقوق بشر ... آرمانهای فلانی ... چیزایی که شما خودتون تو ایرانید ... نقل مجلس هر مسافرکشیه ... اینا میگن هیچکدومش ارزش این موقعیت اقتصادی و توسعه و آمارهای قشنگ ما رو نداره ...

وقتی اینجا میایم زرت و زرت به هر مناسبتی و از هر قشری ... میریم ببینیم که چرا اینا الان اینجان یا به دولت و ... فحش و لعنت میدیم و میریم تو شاپینیگ سنترها و گل خشک و لباس میخریم و تاصبح توی دیسکو واسه اینکه کم نیاریم اکسو با بیر میریم بالا و 3 روز بعدش میفهمیم که تو زندانیم چون با یکی رو زدیم الان تو کماست ... یا یه هموطن هروئینشو تو وسایل ما گذاشته چون گارد بهش مشکوک شده بود!

تجارت سال 2004 بین مالزی و آمریکا 39.1 میلیارد دلار بوده ... نکته جالب اینه که 10.9 میلیارد دلار واردات کالا از آمریکا به مالزی بوده ... و 28.2 میلیارد دلار صادرات تولیدات مالزی بوده به آمریکا بوده! (سخته یه مقدار تشخیصش که کی داره کی رو استعمار میکنه؟!)

  

 سه نمونه از خودروهای مالزی از ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵

 

2 ::  Wed 31 Aug 2005 ::  8:6 PM  ::  Mahdi Ayat.  |